عکس ، این نوجوان 15 ساله فرشته نجات 4 بیمار شد

به گزارش وبلاگ ساعت گلورایا، باورم نمی شد که پسر 15 ساله ام فوت شده و دیگر برنمی گردد. به خاطر همین اول با اهدای عضو مخالفت کردم؛ اما وقتی فهمیدم مرگ مغزی علاجی ندارد، با جان و دل موافقت کردم تا اعضای بدن پسرم به بیماران نیازمند اهدا گردد.

عکس ، این نوجوان 15 ساله فرشته نجات 4 بیمار شد

به گزارش وبلاگ ساعت گلورایا، این بخشی از حرف های مردی است که همین چند روز قبل اعضای بدن پسرش را که در جریان یک حادثه دچار مرگ مغزی شده بود به 4 بیمار نیازمند اهدا کرد. اما او و همسرش چطور چنین تصمیمی گرفتند و حالا چه احساسی دارند؟

خانواده فرخی که در شهرستان مهاجران، واقع در استان همدان زندگی می نمایند تا همین چند روز قبل 3 فرزند داشتند. 2 دختر و یک پسر 15 ساله به نام محمدمهدی. پسر نوجوان روز 8 آبان همراه با یکی از دوستانش سوار موتورسیکلت شد تا به صحرا برود. آنها ساعتی نزد دوست شان بودند و وقتی کم کم هوا در حال تاریک شدن بود تصمیم گرفتند که به خانه برگردند. وقتی آنها به راه افتادند هوا تاریک شده بود و به همین علت با احتیاط بیشتری حرکت می کردند. دوست محمدمهدی راکب موتورسیکلت و او ترک نشین بود. هنوز مسافت زیادی را طی ننموده بودند که بنابر دلایل نامعلوم موتورسیکلت از مسیر منحرف و در کنار جاده واژگون شد. دوست محمدمهدی از جایش بلند شد اما در تاریکی شب به درستی معلوم نبود که چه بر سر محمدمهدی آمده است. او بی حال روی زمین افتاده و ظاهرا سرش آسیب دیده بود.

جاده روستایی که این حادثه در آنجا رخ داده بود تاریک و خلوت بود و در آن ساعت از شب هیچ کس از آنجا عبور نمی کرد که به آنها یاری کند. پسر نوجوان دقایقی منتظر ماند تا اینکه موتورسواری که از آنجا می گذشت با تماشا واژگونی موتورسیکلت به یاری 2 پسر نوجوان رفت.

دقایقی از این حادثه می گذشت که محمدمهدی به بهداری مهاجران منتقل و همزمان ماجرا به پدر و مادرش خبر داده شد. پسر نوجوان شرایط خوبی نداشت. ضربه ای که بر اثر سقوط از موتورسیکلت به سر او اصابت نموده بود شدید و باعث خونریزی داخلی شده بود. در چنین شرایطی بود که پسر نوجوان به بیمارستانی در همدان انتقال یافت تا کوشش ها برای نجاتش در آنجا ادامه پیدا کند. هرچه می گذشت سطح هوشیاری محمدمهدی کمتر می شد و او در کما بود؛ با این حال کادر پزشکی همه کوشش شان را برای نجات او انجام دادند. چند روز از بستری شدن پسر نوجوان در بیمارستان می گذشت که او دچار مرگ مغزی شد.

در این شرایط احتمال بازگشت وی به زندگی نزدیک به صفر بود و برترین کار اهدای اعضای بدنش به بیماران نیازمند بود. در این شرایط کادر پزشکی این موضوع را با پدر و مادر محمدمهدی در میان گذاشتند. پذیرش این واقعیت تلخ برای آنها سخت بود. با وجود اینکه مادر محمدمهدی با این پیشنهاد موافقت کرد اما پدرش به علت اینکه امیدوار بود پسرش به زندگی برگردد با اهدای عضو مخالفت کرد. به همین علت بیمار مرگ مغزی چند روز دیگر در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان بستری بود تا اینکه او نیز قانع شد که پسرش دیگر به زندگی برنمی گردد و خاتمه رضایت نامه را امضا کرد.

چرا اعضای پسرم را اهدا کردم

محمد فرخی، پدر محمدمهدی پس از حادثه ای که برای پسرش رخ داد، روزها و شب های سختی را گذرانده است و هنوز باورش نمی گردد که پسرش را از دست داده است. او در این باره می گوید: نخستین مرتبه ای که پزشکان گفتند محمدمهدی دچار مرگ مغزی شده من باورم نمی شد. با اینکه همسرم همان ابتدا موافقت کرد اما من دلم راضی نمی شد و می گفتم شاید معجزه ای اتفاق بیفتد و پسرم به زندگی برگردد. بعد از آن 3 مرتبه دیگر هم اهدای عضو را مطرح کردند اما من باز هم مخالفت کردم تا اینکه یک روز با خودم خلوت کردم و از خدا خواستم که راه درست را جلوی پایم بگذارد. آن روز بود که به دلم افتاد که برترین کار اهدای اعضای بدن پسرم به بیماران نیازمند است. همان روز بود که رضایت نامه را امضا کردم و پسرم از همدان برای اهدای عضو به تهران منتقل شد.

او درباره اعضای اهدایی پسرش می گوید: به ما گفتند که 4 عضو اصلی شامل: قلب، کلیه ها و کبد محمدمهدی جداسازی و به بیماران نیازمند اهدا شده است و حالا هم از تصمیمی که گرفته ام راضی ام و مطمئنم که روح پسرم از این کار شاد شده است.

شادی محمدمهدی از اهدای عضو

مریم فرجی، مادر پسر نوجوان هم با اینکه داغدار پسرش است اما می گوید یکی از نزدیکانش خواب محمدمهدی را دیده که او از این تصمیم راضی و شاد است. او در این باره می گوید: پسرم بعد از انتقال به بیمارستان به کما رفت و شوهرم گمان می کرد که او به زندگی برمی گردد و به همین علت با اهدای عضو مخالف بود. اما کمی بعد وقتی متوجه ماجرا شد به او گفتم که تو هم راضی باش تا پسرمان بیش از این در بیمارستان اذیت نگردد و او هم به انجام این کار رضایت داد.

این مادر داغدار ادامه می دهد: در این مدت یک شب محمدمهدی به خواب یکی از اقوامم آمد. او شاد بود و می گفت به پدرم بگویید بی تابی نکند. من شادم و جایم خوب است. این خواب باعث شد که ما هم به آرامش برسیم و من هنوز احساس مادرانگی ام را نسبت به او دارم. چند روز قبل هم به ما خبر دادند که قلب پسرم به مشهد فرستاده شده و حال بیمارانی که اعضای بدن پسرم به آنها پیوند زده شده خوب است.

منبع: همشهری آنلاین

به "عکس ، این نوجوان 15 ساله فرشته نجات 4 بیمار شد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "عکس ، این نوجوان 15 ساله فرشته نجات 4 بیمار شد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید